logo
به شيوه روزنامه‌نگاران
2007-08-06 13:26:51

حسن نمک دوست تهرانی

b

ويراست نهايي «پيش‌نويس آئين‌نامه کار حرفه‌اي روزنامه‌نگاري»، به سياق روايت نخست آن، همچنان بر دولتي شدن روزنامه‌نگاري ايران صحه مي‌گذارد. يعني هر آنچه در ماه‌هاي گذشته در بررسي و نقد پيش‌نويس گفته و نگاشته‌ايم، بي حاصل و نقشي بوده است که بر آب زده‌ايم.

به هر روي اگر برداشت روزنامه‌ها از سخن معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دقيق باشد، پيش‌نويس آئين‌نامه اکنون در اختيار هيأت دولت است و ادامه گفت و گو با تدوين‌کنندگان آن، گره‌اي را نخواهد گشود. پس در اين نوشتار روي سخنم با همکاران روزنامه‌نگار است. همان‌ها که اين آئين‌نامه قرار است امروز و فرداي حرفه‌اي‌شان را رقم بزند.

1. اينکه دولت در ايران به خود حق مي‌دهد گاه آشکار و به نام، و گاه غيرمستقيم و پنهان، درباره روزنامه‌نگاران و زندگي حرفه‌اي‌شان تصميم بگيرد، عجيب نيست. قرن‌هاست که دولت خود را مالک همه چيز مي‌داند و مطبوعات و روزنامه‌نگاران نيز از اين قاعده مستثني نيستند. در اين ميان، اما ما روزنامه‌نگاران هستيم که بايد از ايفاي نقش کسالت‌بار «نظاره‌گر» دست برداريم و خود به موضوعات حرفه‌اي‌مان بپردازيم. تجربه ساليان گواهي مي‌دهد که اگر درباره حرفه‌مان تصميم نگيريم، ديگران فرصت را غنيمت شمرده، آسوده‌تر چنين مي‌کنند. اين کار را مي‌توان در قالب نهادهاي موجود و ناموجود يا حتي انفرادي انجام داد، اما بايد انجام داد. اگر قرار است روزنامه‌نگار حرفه‌اي تعريف و مختصات آن بيان شود، اين کار ماست، اگر قرار است حقوق و مسئوليت‌هايي براي روزنامه‌نگار پيگيري و تدقيق شود، بايد به دست خود ما صورت بگيرد، اگر به ضرورت اخلاق حرفه‌اي باور داريم، خودمان بايد آن را تدوين و سازوکارهاي نظارت بر آن را برقرار کنيم. اگر هم به اين امور باور نداريم، بايد نظرمان را بگوييم و بر آن اصرار بورزيم. فشرده بحثم اين است: اجازه ندهيم ديگران براي ما تصميم بگيرند. (و يك هشدار: لطفا از به كاربردن كليشه‌هاي خطرساز مانند اينكه «دولت بايد با كمك گرفتن از كارشناسان و متخصصان مستقل ...» بپرهيزيد. بلايي كه دارد به سرمان مي‌آيد كافي نيست؟)

2. آخرين بار و در سال 1354، دولت رژيم شاه در آئين‌نامه‌اي، خبرنگار و نويسنده مطبوعاتي را، كسي دانست که مي‌بايست از وزارت اطلاعات و جهانگردي آن زمان پروانه خبرنگاري اخذ کند. اين قاعده‌ تا امروز نيز برقرار است و تحت تأثير اوضاع سياسي و اجتماعي گاه به يادها مي‌آيد و گاه از خاطرها مي‌رود، اما از ميان نمي‌رود. بر اساس همين آئين‌نامه، اوايل دهه هفتاد، روزنامه‌نگاران مکلف به احراز هويت حرفه‌اي خود از طريق کارت‌هاي خبرنگاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شدند. و باز بر همين بنيان، معاون مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت ارشاد به نصب اعضاي کميسيوني خواهد پرداخت که قرار است نه تنها بر صلاحيت روزنامه‌نگاران حرفه‌اي حکم براند، بلکه رعايت اخلاق حرفه‌اي از سوي آنان را زير نظر بگيرد و ارتقاء شغلي و سازماني روزنامه‌نگاران را مديريت كند.
اينكه توجيه‌ها در سال 54 و در آغاز دهه هفتاد چه بوده است، موضوع سخن من نيست، اما در بحث آئين‌نامه كنوني، برخي تدوين‌كنندگان،‌ از جمله به استدلال‌هايي چنين متوسل مي‌شوند:
• روزنامه‌نگاران يکديگر را قبول ندارند، نمي‌توانند دور هم جمع شوند و با يکديگر کار کنند، بنابراين نمي‌توان امر خطير شناسايي روزنامه‌نگاران را به ايشان واگذار کرد؛
• کساني كه روزنامه‌نگار نيستند، خود را روزنامه‌نگار مي‌نامند و از امکاناتي بهره‌مند مي‌شوند.
• كساني روزنامه‌نگاران موسمي‌‌اند و در عين حال مدعي.
نادرستي اين داعيه‌ها را نه در سخن، بلكه در عمل بايد اثبات كنيم. اگر كساني ما را متهم مي‌كنند كه قادر به گفت‌وگو با يكديگر نيستيم، نمي‌توانيم كار مشترك با يكديگر انجام دهيم، هويت‌مان را به امكاني اندك مي‌فروشيم و بنابراين صلاحيت تصميم‌گيري در باره حرفه‌مان را نداريم، پس لازم است بيشتر و دقيق‌تر بر حقوق بنيادي حرفه‌مان پاي بفشاريم، بايد مهارت‌هاي حرفه‌اي‌مان را بهبود ببخشيم و بايد به مسئوليت‌هاي حرفه‌اي‌مان در قبال جامعه بيشتر توجه كنيم. گفت‌وگو در باره حقوق و مسئوليت‌هاي‌‌مان زمينه اصلي نزديكي روزنامه‌نگاران به يكديگر را مهيا مي‌كند، دستاوردهاي آن نيز قابل قياس با هيچ يارانه و رانت و كمك و سوبسيدي نيست. خلاصه كنم: ما بايد از گفتمان تحقيرآميز كنوني بگذريم و سطح بحث‌هاي پيرامون‌‌مان را ارتقاء ببخشيم.

3. ارسال پيش نويس به هيأت دولت، حتي با نگاهي بدبينانه، به معناي تمام شدن کار نيست. گره، قدري سخت‌تر شده است، اما گشودن آن ناممکن نيست. حرفه‌اي را برگزيده‌ايم که ذات آن بر گفت و گو، بحث و تعامل با همه نگاه‌ها و گرايش‌ها استوار است، خوشبختانه فضاي کافي براي بيان استدلال‌هاي‌مان نيز در اختيار داريم. کافي است از تلاش براي روشن کردن موضوع دست برنداريم. باز تجربه نشان مي دهد که سخن گفتن با صاحبان قدرت، بسياري اوقات نتيجه‌بخش‌تر از گفت‌وگو با قدرت‌زدگان است.

4. نه بر اساس حدس و گمان، که به يقين مي‌دانم شماري از کساني که نام‌شان در فهرست تدوين‌کنندگان پيش‌نويس آمده است با مفاد آن موافقت نداشته‌اند و بنا بر محذوراتي از سخن گفتن در اين باره امتناع مي‌کنند. حال که کار به اين جا رسيده است، از آنان درخواست مي‌کنم نظر خود را آشکارا بگويند تا عيار اين گفته که پيش‌نويس را جمعي از اصحاب مطبوعات نگاشته‌اند دقيق‌تر سنجيده شود. مهم‌تر، محذور را کنار بگذارند و به سهم خود همکاران‌شان را در گشودن اين گره ياري دهند.



اين مطلب فشر‌ده‌اي است از مقاله بلند استيو آتينگ با عنوان

The 11 Layers of Citizen Journalism

پاسخي به مقاله آقاي دکتر مهدي محسنيان راد با عنوان «تلخي توقيف و نظرات آن سوي ميز»
بررسی پيش‌نويس آئين‌نامه حرفه‌اي روزنامه‌نگاري - بخش آخر
بررسی پيش‌نويس آئين‌نامه حرفه‌اي روزنامه‌نگاري - بخش پنجم
بررسی پيش‌نويس آئين‌نامه حرفه‌اي روزنامه‌نگاري - بخش چهارم
بررسی پيش‌نويس آئين‌نامه حرفه‌اي روزنامه‌نگاري - بخش سوم
حرفه روزنامه‌نگاري بر سه رکن درهم تنيده و انفکاک‌ناپذير فني، اجتماعي و اخلاقي استوار است؛ چندان که فقدان هر يک از اين سه رکن، کليت حرفه را از معنا تهي مي‌کند و بنيان روزنامه‏نگاري حرفه‏اي را فرو مي‏فرسايد.
بررسی پيش‌نويس آئين‌نامه حرفه‌اي روزنامه‌نگاري - بخش دوم
frontpage
azadi_etelaat
Motaleat_resaneyi
Rooznamehnegari
Jameh_etelaati
Dar_had_e_mojaz
Asnad_va_qavanin

Ava_ashna

 

نقل مطالب وب سايت رسانه ها و آزادي اطلاعات با ذکر مأخذ آزاد است.